قهرمان ميرزا عين السلطنه
1814
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
آخرى آن ميرزا على خان دو سال قبل مرد . خيلى تفصيلات از ام الخاقان مشهور است اما حالا زاهد و خداترس [ شده ] در عمارت سروستان منزل دارد . قبل از سلطنت مظفر الدين شاه مردم اگر تقصيرى به ام الخاقان وارد مىآوردند پر بىحق نبودند . اما پس از سلطنت و معرفى خود گمان نمىكنم تقصيرى بر اين زن وارد باشد . اين بود ظاهر تعريفات شاه . اما آنچه در خلوت واقع مىشود چون هنوز مدتى از سلطنت او نگذشته به اصطلاح عراقيها يا طهرانيها داخل مجالس انس و محرميت او نشدهاند مكتوم است ، هر وقت اطلاعى به دست آمد در موقع نگارش مىشود . شب خيلى گذشته اگرچه هوا سرد نيست ليكن تنهائى و بسيارنويسى خستهام كرد . همه آرام گرفتند و شب از نيمه گذشت * آنكه در خواب نشد چشم من و پروين است من مثل مادموازل « مونت پانسىير » « 1 » از بدنويسى و غلطنويسى خود معذرت مىخواهم . مقرريها و مواجبها سهشنبه 13 شوال المكرم - كتابچهها از كمسيون مجلس شوراى ملى به وزارت ماليه رفته ، كسر حقوقات را فعلا اينطور مىگويند . سيصد و پنجاه هزار تومان از مخارج بيوتات سلطنتى و پانصد هزار تومان از ساير مردم و چهارصد و پنجاه هزار تومان از حقوق سيزده نفر كه بسيار گزاف بوده از قبيل شعاع السلطنه ، ظل السلطان ، نايب السلطنه باشند . اما مردم مىگويند خيلى علاوه از اين است . براى شاه يك كرور نقد [ و ] پنج هزار خروار غله [ و ] پنج هزار خروار كاه كه مخارج وليعهد و اندرون و تمام بيوتات سلطنتى باشد برقرار نمودهاند . شاه در اين خصوص هم هيچ نفرمود ! حتى براى وليعهد و ملكه جهان ، تا چه رسد براى خواهرها و عمهها و عموها كه مىگويند زنها ماهى صد تومان و ساير [ ين ] ماهى پانصد برقرار شده . در صورتى كه بسيار امساك به خرج دادهاند و ستم نمودهاند . زيرا در هيچ مملكتى به اين كمى معين نكردهاند . اينطور باشد باز حضرت والاى ما بايد پانصد تومان هم دستى بدهند . ما كه چيزى نداريم . آقاى عماد السلطنه هزار و دويست ، من و افخم الدوله نفرى پانصد تومان مقررى داريم . اما يك مستوفى ، يك لشكرنويس ، يك پيشخدمت چندين مقابل من كه هم برادرزادهء شاه بودهام هم پسر عمو . خيلى در مقرريها ظلم و ستم بود . شعاع السلطنه يك پسر شاه ، پدر من يك پسر شاه ،
--> ( 1 ) - در اصل مونت پاتينر - Montpensier